تحقق یک رویا

نوشته‌های یک جستجوگر

تحقق یک رویا

نوشته‌های یک جستجوگر

می‌نویسم تا مکتوب شوند، گاهی افکارم، گاهی حال و احوالم، گاهی تخیلاتم، تجربیاتم، گاهی نقدهایم و گاهی هم دوست‌داشتنی هایم را.

دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرزوها» ثبت شده است

بر باد رفته...

۲۵
شهریور

«چه می‌شود که آرزوهای درخشانت تبدیل به لکه‌های تیره‌ای بر تایم‌لاینِ زندگی‌ات می‌شود؟»

انسان‌ها حق انتخاب دارند. مختارند تا به هر سویی بروند، به هر طرفی که علایقشان آنها را می‌کشاند. اما چرا باید به حرف این علاقه‌ای که هر دم از چیزی حرف می‌زند گوش کرد و چشم بسته به دنبالش دوید؟ روزی دلت می‌خواهد برنامه‌نویسی حرفه‌ای شوی. روز دیگر می‌خواهی فیلم‌نامه نویسی شوی قهار. دیگر روز می‌خواهی نوازنده‌ای نامدار شوی. یک‌بار هم رمان‌نویسی هوش از سرت می‌برد! مولا علی(علیه السلام) چه خوش گفته است که: بهترین بی‌نیازی، ترک آرزو هاست.

امروز مجله‌ی ماهانه‌ی یک دانش آموزِ پایه‌ی ابتدایی را ورق می‌زدم. به داستانِ پروانه‌ای برخوردم که پدرش در جوابِ سوالی به او گفت: «هنرها مثل گل‌های این گلستان هستند. منتها برای یادگیری‌شان باید مانند زنبورهای عسل بهترین‌شان را برای نوشیدن شهدش انتخاب کرد.»

کم نیستند افرادی که سال‌های بسیاری از زندگی‌شان را پراکنده صرف چند هنر کردند و در آخر عمر وقتی که نگاهی به پشت سرشان انداخته‌اند، چیزی جز ویرانیِ عمرِ خویش ندیدند! خوشا به حال آن کسی که کرده‌هایش به پشیمانی تبدیل نشوند.

  • ۲ نظر
  • ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۸
  • ۵۵ نمایش
  • علی امینی

«مهم نیست که چقدر می‌خواهی، مهم این است که چقدر می‌توانی.»


خیلی دلم می‌خواهد که رمانی همچون هفتگانۀ هری پاتر بنویسم؛ می‌خواهم، اما نمی‌دانم که می‌توانم یا نه. البته تمام سعیم را می‌کنم. بالاخره باید از یک جایی شروع شود، آرزوها را می‌گویم.

آرزو داشتن گناه نیست، بخصوص آرزوهای بزرگ، بلکه منابع بزرگی از نور هستند که اجازه نمی‌دهند تا وجود آدمی از سیاهی پر شود؛ نمی‌گذارند تا خودت را بر لبه پرتگاهی بیابی که از بی‌چارگی و ناامیدی کارت به آنجا کشیده است. محکم دستت را می‌گیرند و از سقوطی دردناک نجاتت می‌دهند، پرواز کردن را به تو می‌آموزند، زندگی کردن را می‌آموزند، معنا می‌پاشند درون زندگی...

اما تو هم نباید از آنها دست بکشی و ناامیدشان کنی، چونکه در آن حالت می‌بینی که زودتر از تو از پیشت رفته‌اند. باید تمام سعیت را برای تحققشان بکنی، آخر آنها هم تنها امیدشان به توست. تویی که به وجودشان آورده‌ای، نباید در تاریکیِ شب بگذاریشان پشتِ درِ یتیم‌خانه‌ی آرزوها. نمی‌دانم این را در مورد آرزوها می‌دانستی یا نه، خیلی احساساتی هستند؛ دق می‌کنند از اینکه خود را رها شده ببینند. زندگیِ آرزوها همین است...

  • ۰ نظر
  • ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۰۱
  • ۵۴ نمایش
  • علی امینی