در جست‌‌وجوی زندگی
هالی هیمنه
۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چند پک موسیقی» ثبت شده است
 دریافت (نسخۀ باکیفیت)

You know what?
I.. . I really like your stay.
I know, you can't, but...
Damn! Can it be just like that all the time?
You and me...
We could... We could take vacations or just something...
Just... Grow old. Be together.
But than again, someday you will not come.

I don't go back to world.
Not cause I don't like him, I like you better...
Why is it have to be so sad?
I love you.
I don't know where I will be a few years.

It's scares, all this shit around me.
I don't want to lose this moment.
I don't want to fade away.
I don't want to become a memory.
Maybe I just don't want to face reality?

When I called you "my angel", I really mean it.
I will trade everything.
You're everything... To me.
When the end of the world goes,
I like it — three best ways.

I want to be with you on doomsday.

  • ۱۴۶ بازدید

  • ۲۵۲ بازدید

ساز زدن عجب کار مزخرفی‌ست. آدم تا وقتی که می‌نوازد عمراً نمی‌تواند از نواختنش لذت ببرد؛ فقط توی گردابی که افتاده است بیشتر و بیشتر فرو می‌رود و تنها همین کششِ جنون‌آمیز است که نت‌به‌نت یک جریانِ گوش‌نواز را پدید می‌آورد. آدمی را طوری از خود بی‌خود می‌کند که دیگر نمی‌شود گذرِ زمان را احساس کرد، و در کل به گیر افتادن در خلأ می‌ماند. گوش دادن به موسیقی شاید مسحورکننده باشد، ولی ساز نوازندۀ خود را نه مسحور، که تسخیر می‌کند؛ و به‌نظر تنها صدای به‌هم خوردنِ دست‌ها و کف‌زدن باشد که نوازدۀ افسون‌شده را بتواند از چنگِ سازش نجات دهد و انگیزه‌ای شود برای تجربۀ مجددِ این بی‌خودشدن و به‌خودآمدن. ولی اگر این کف‌زدن و تشویق‌کردن هم نباشد نوازنده دوباره به سازِ خویش برمی‌گردد، ولی نه سیراب و پرنشاط، بلکه مثلِ تشنه‌ای که مدام در حالِ دویدن است، به سوی سراب‌ها.

نمی‌دانم اولین بار چه کسی اثرِ کف‌زدن را برای رهایی از رنجِ افسون‌شدگی کشف کرد؛ با این‌حال نمی‌فهمم چه می‌شود که سحرِ موسیقی رفته‌رفته آن‌قدر ضعیف می‌شود که شنیدنِ زیباترین نواها هم دیگر نمی‌تواند آدمی را مسحورِ خودش کند. البته می‌شود گفت این سیر حاصلِ خو گرفتن و ملالی است که ناچار از تکرارِ هر زیبایی و افسونگری‌یی به وجود می‌آید، ولی این همۀ ماجرا نیست. یا شاید هم این مائیم که در برابرِ آن سحر مقاوم می‌شویم، و «سحری که نتواند مرا مجنون کند، مقاوم و قوی‌ترم می‌کند»؟ ولی به هر صورت، اینکه آدمی آن‌قدر مقاوم شود که دیگر هیچ جادویی نتواند افسونش کند، فکر نکنم موضوعِ دلپذیری باشد.

****

 دریافت

گل را بو می‌کنند، گلبرگ‌هایش را نوازش می‌کنند، به هم هدیه‌اش می‌دهند و همدیگر را با آن خوشحال می‌کنند، به تماشای زیبایی‌اش می‌نشینند، گوشۀ لباس یا گیسوی خود را به آن آراسته می‌کنند، ولی هیچ‌کس جرئت نمی‌کند به کاکتوس نزدیک شود. انگار کاکتوس آفریده شده است برای تنها بودن زیرِ گرمای طاقت‌فرسای بیابان‌ها. تنها می‌شود به شکوهش خیره شد یا برایش دل سوزاند.

دلم می‌خواهد یک کاکتوس داشته باشم، توی یک گلدانِ کوچک، و هر روز به پایش کمی آب بریزم و لحظاتی را با هم خلوت کنیم، زیرِ گرمای دلپذیرِ خورشید، در این روزهای سرد.

  • ۲۶۹ بازدید

حالا که فکرش را می‌کنم می‌بینم می‌شود موسیقی را با خیال راحت به زندگی و «وجود» تشبیه کرد و اصلاً این دو را یکی گرفت. و تبعاً «معنا» و کلام در موسیقی را هم می‌توان همان معنای زندگی دانست.

تا حالا شده است که از موزیکی بدونِ دانستنِ معنای کلماتش لذت برده باشید و بعد وقتی‌که معنای آن کلمات را فهمیدید یا در کلماتش غور کردید نسبت به آن احساس اشمئاز کرده باشید؟ این موضوع برای من یکی که زیاد اتفاق افتاده است. اصلاً یکی از دلایلی که اکثراً موسیقیِ بی‌کلام گوش می‌دهم و به ندرت سراغِ ترانه‌های فارسی می‌روم به خاطرِ لذت بردنِ بی‌شائبه از ذاتِ موسیقی است. چرا که اکثراً ترانه‌ها معنایشان تم‌مایه‌ای از عشق دارند. از آن‌جایی هم که عشق یکی از پوچ‌ترین مسائلِ این جهان است نمی‌تواند جذابیتی برای ذهنی که در جست‌وجوی معناست داشته باشد، مگر اینکه راجع به پوچی و بی‌معنایی‌اش صحبت شود. با این حال می‌توان صرفِ نظر از هر معنایی، نفْسِ عشق را به عنوانِ پدیده‌ای الهی، ماورایی یا حداقل پُر رمزوراز و پُر تب‌وتاب در نظر گرفت و تحت سیطره‌اش به غایتِ خوشبختی دست یافت. در هر صورت نمی‌توان قدرتمندیِ عشق را انکار کرد و معنا و دیدِ جدیدی که به آدم می‌دهد را نادیده گرفت. به قولِ حافظ، بندۀ عشقم و از هر دو جهان آزادم. برای من هم نفسِ موسیقی آن‌قدر زیبا و مسحورکننده است که مجبورم بگویم بندۀ موسیقی‌ام و به من چه که خواننده چه زری می‌زند، فقط می‌دانم که خوب زر می‌زند. و طبیعتاً از آن‌جایی که هالی هیمنه تمایل زیادی به آسمان‌ریسمان بافتن و هر چیزی را به زندگی مرتبط کردن دارد، آن حرف را اینطوری هم می‌شود گفت: بندۀ وجودم و برو بابا تو هم با معنامعنا کردن هایت، بس است شورش را در آوردی؛ اصلاً سگی بگذار جانم، ما هم مردمانیم. (این‌بار از مولوی. می‌بینید که هالی هیمنه آن‌قدرهام شعرندیده و شعرنشنیده نیست که خیال می‌کنید. حالا خودمانیم، دمت گرم گوگل.)

با تمامِ این حرف‌ها باید بگویم من هیچ دشمنی‌یی هم با معنا ندارم. معنای برخی آهنگ‌ها حتّی از موسیقی‌شان هم مسحورکننده‌تر است. آدم می‌خواهد تا آخرِ عمرش به آن کلماتِ معجزه‌گونه گوش بدهد و خودش را در بی‌پایانی و رازآلودگی‌شان غرق کند، یعنی عملاً خودش را خفه کند. یعنی طوری شود که آدم اصلاً انسانیتِ خود را فراموش کرده، و درست مثلِ یک ربات زندگی‌اش را تماماً وقفِ یک عقیده، معنا، تفکر، مفهوم، ایدئولوژی ـ و هر کوفت‌وزهرمارِ دیگری ـ کند، و وقتی کیکِ مرگ‌اندیشی به تنبانش افتاد تازه بفهمد که ای دلِ غافل... زندگی چه گوهر گران‌بهایی بود و چه آسان از دست‌مان رفت. ولی گذشته از همه چیز، باید تعادل را رعایت کرد. متعادل باشید خانم‌ها، آقایان. متعادل! البته ناگفته نماند که برای بنده دیوانگی هم جایگاهِ ویژه‌ای دارد.
یعنی جایگاهی مثلِ تخمِ چشم؟
نه آقا، من خودم عینک می‌زنم و قبلاً هم زده‌ام چشمم را داغون کرده‌ام.

و حالا که حرف از معنا شد بهتر است ناگفته نگذارم که من با کارهای به قولی «اجتماعی» ـ یعنی موسیقیِ اجتماعی، فعالیتِ اجتماعی، زندگیِ اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی، تعاملِ اجتماعی، رویکردِ اجتماعی، و هر چیزِ اجتماعیِ دیگری ـ هم حال نمی‌کنم. یعنی در کل آدمِ آرمان‌گرایی نیستم من. یعنی دیگر نیستم. دردهایم هم دردناک شاید، ولی آنقدری عمیق نیست که بشود رویشان حساب باز کرد. اصلاً یک روزی دیدی همه چیز را گذاشتم و بی‌صدا رفتم و گورم را درست‌حسابی گم کردم از بس که آدمِ مزخرفی هستم. می‌دانم که هستم. خب بله دیگر، این تناقضات همواره وجود داشته است. خودم را نمی‌گویم، کلی گفتم. و اصلاً من خودم هم یک تکّه تناقضم آقا، یک تکّه تناقض!
در کل بی‌خیال این حرف‌ها، موسیقی جدید چی داری توی بساطت؟
بیا، همین چند پک موسیقی جوابت را می‌دهد؟
جواب که نه، ولی برای مدتی کفاف چرا.

بی‌کلام:

۱. I Am Yours از Realy Slow Motion

۲. Mercy in Darkness از Two Steps From Hell

۳. Injection از London Music Works (برای فیلم ماموریت غیرممکن ۲)

۴. Cinematic Indie  از Morninglightmusic

۵. Experience از Ludovico Einaudi

۶. Dandelion - Tribute To A Legend از Ivan Torrent (با اینکه این قطعه بی‌کلام نیست ولی بخاطر موسیقیِ بی‌نظیرش ترجیح می‌دم اینجا قرار بگیره.)

۷. Aeorien از Really Slow Motion

۸. Under the Willow از Ryan Stewart

ترانه:

۱. Fly Like an Eagle از گروه Tierra Negra

۲. Bamboleo  از گروه Tierra Negra

بهترین‌های Yasmin Levy (در حالی که از نظر من این چند قطعه شاهکار است، اکثراً بقیۀ کارهایش حوصلۀ آدم را سر می‌برد. در کل سبک خاصی دارد و اگر از یکی‌ش هم خوشتان نیامد از خیر چندتای دیگرش هم بگذرید.)

۱. Una noche mas

۲. Locura

۳. [؟؟Unknow؟؟]

۴.  Mi korason

۵. Me Voy


نوشته‌های مرتبط: چند پک موسیقی (۱) 

  • ۱۲۰ بازدید

شاید به اندازۀ کوکائین گیرایی نداشته باشد، ولی خیلی سالم‌تر از گُل است. مثل قلیون و سیگار هم نمی‌زند ریه‌ها را به فنا بدهد؛ سرفه ندارد. نفس‌تنگی و هزار دردومرضِ دیگر هم ندارد. هزینه‌اش هم تقریباً رایگان است، مگر اینکه آدم خودش دلش بخواهد خرج کند. موسیقی را می‌گویم. ولی جنسش طوری است که خیلی زودتر از نوشتن یا خواندن و خیال‌پردازی آدم را می‌گیرد. مثلِ این چایی‌های تلخ‌وتیرۀ عراقی. البته باید بگویم من چایی‌خور هم نیستم؛ اهل دود و دم هم. فقط موسیقی جزء جدایی‌ناپذیری از زندگی‌ام شده است. وقتی می‌خواهم تمرکزِ بیشتری داشته باشم، می‌روم سراغ پلی‌لیستِ بی‌کلام. وقتی بخواهم دوزِ موسیقی را ببرم بالا، می‌روم سراغ پلی‌لیستِ «بهترین‌‌های بی‌کلام». وقتی می‌خواهم حواسم بیشتر پرتِ موسیقی باشد، می‌روم سراغِ «بهترین ترانه‌ها». وقتی می‌خواهم یادِ گذشته بیفتم و «حال» را به کلی فراموش کنم، می‌روم سراغِ پلی‌لیستِ ترانه‌های هندی و خودم را در وانِ نوستالژی غرق می‌کنم. وقتی می‌خواهم حالِ خیلی غریبی بهم دست بدهد، آهنگ‌های سامی‌یوسف و ماهر زین و یکسری دیگر را گوش می‌دهم.  وقتی می‌خواهم حالم خوب شود، آی‌یو گوش می‌کنم. وقتی می‌خواهم اندوهگین باشم، یاسمین لِوی گوش می‌دهم. غم دوزش از بقیه بالاتر است. وقتی هم می‌خواهم همه چیز و همه کس را فراموش کنم، وقت‌هایی که اصلاً حالِ خوبی ندارم، می‌نشینم به تماشای اجراهای زیر. برای من که همیشه جواب می‌دهد، ولی شما را نمی‌دانم.

۱. Damien Rice - Trusty and True
دانلود اجرای خانگی - یوتیوب  | دانلود نسخۀ MP3

۲. Damien Rice - It Takes a Lot To Know a Man
دانلود - یوتیوب

۳. Hans Zimmer - Live on Tour 2017 - (Gladiator) Now We Are Free
دانلود | دانلود نسخۀ MP3

۴. Yanni - Aria
دانلود اجرای 2012 - یوتیوب  | دانلود نسخۀ MP3 مربوط به اجرای 1992 - ویمئو

۵. Dimash Kudaibergenov - SOS of an Earth Being in Distress
دانلود - یوتیوب

۶. IU - You and I
دانلود - یوتیوب

۷. Carla Morrison - Disfruto - letra

دانلود اجرای 2012 - یوتیوب | دانلود اجرای 2013 - یوتیوب

  • ۱۵۰ بازدید