در جست‌‌وجوی زندگی
هالی هیمنه
‎۲۷ شهریور ۹۶

کلمات به کنار، سکوت هم گاهی قادر به بیان حال آدمی نیست. نمی‌دانم، شاید خودش هم قادر به درک خودش نباشد. حالِ بد که نه، حال خوب که اصلاً، بگذار بگویم حالِ بی حال. از درون کشیده می‌شود به سویی که نمی‌داند کدام طرف است. می‌بیند که بخشی از وجودش نیست و بخش دیگرش هم در حال رفتن است، ولی تا به لحظه‌ی نابودی هم نمی‌تواند تشخیص دهد که به کدامین سو در حالِ کم شدن است!

نمی‌دانم، شاید دلم پرواز کردن می‌خواهد. می‌خواهم رها شوم در چاهی که هیچ‌گاه به آخر نرسد. نام این چاه را هم گذاشته‌ام چاهِ عشق. شاید هم دل‌تنگم. دل‌تنگِ چیزی که شاید اصلاً وجود نداشته باشد و یا اینکه رسیدن به آن جزء محالات باشد. شاید هم افسرده شده باشم؛ افسرده از این دنیای تکراری، از این آدم‌هایی که درکم نمی‌کنند، درکشان نمی‌کنم. شاید هم ناامید شده‌ام از چیزی که نمی‌دانم چیست. شاید شکست خورده‌ام؛ شکستی سخت در جنگی نابرابر. نمی‌دانم...

  • ۰ گفت‌وگو
  • ۱۷۸ بازدید
  • ‎۲۷ شهریور ۹۶، ۰۰:۰۱

بگویید!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی