در جست‌‌وجوی زندگی
هالی هیمنه
‎۸ بهمن ۰۴

همین؟ تموم شد؟

این سوال منه. و شاید سوال خیلی‌ها. می‌دونم که گذشته هیچ‌وقت برنمی‌گرده. کسانی که تا چند روز پیش بودن و الان نیستن، دیگه نیستن. اگه نزدیک سه‌هفته به زندگی‌ت آسیب رسیده، به روانت آسیب رسیده، دکمه‌ای برای Undo کردنش وجود نداره. اگه سال‌هاست حسرت به دلت مونده، حسرت بدیهی‌ترین چیزها، قرار نیست این سال‌ها از زندگی‌ت پاک بشه. خوب و بد، زندگی همینه. حال غریبی دارم، ولی باید بدونم من توی این حال تنها نیستم. من فردا باید دوباره شروع کنم به رزومه فرستادن برای پیدا کردن یه شغل دیگه. خورشید داره هرچندتا پادکست خصوصا شاهنامه‌خوانی از امیر خادم رو دانلود می‌کنه تا اگه اوضاع دوباره بی‌ریخت شد حداقل بتونه روتین شاهنامه‌خوانیش رو داشته باشه. طوطو هم کنار ما که شام می‌خوردیم، نون‌سنگک نوک‌ می‌زده و حالا سیره و خوابالو شده. همه‌مون چاره‌ای نداریم جز اینکه برگردیم به زندگی عادی‌مون، ولی زندگی‌مون قرار نیست هیچ‌وقت عادی بشه؛ این خشم و اندوه اندوخته می‌شه، ته‌نشین می‌شه، سنگین‌تر می‌شه. تا به وقتش تاریخ بسازه؛ مثل هربار که بخشی از تاریخ‌مون رو می‌نویسه؛ تاریخی که خودمون با پوست و گوشت و جون‌مون می‌نویسیمش، و براش می‌جنگیم.

آره. ادامه بده. هیچ شبی نیست که رنگ خورشید رو نبینه. و چیزی از این شب نمونده.

  • ۶ گفت‌وگو
  • ۸۴ بازدید
  • ‎۸ بهمن ۰۴، ۲۱:۴۴

گفت‌وگو

  • راستش احساس می‌کنم کمی سخته. شاید در مقام نوشتن، در نگاه اول ساده و قابل دست‌یابی به نظر برسه. اما چیزی که دست‌کم فردی مثل من در درون خودم احساس می‌کنم اینه که زمان بسیار زیادی رو نیاز دارم تا به کمی حالت عادی برگردم. ادامه‌دادن خیلی مهمه، شاید چه‌گونه ادامه‌دادن حتا مهم‌تر هم باشه. بنابراین من اندوهِ آغشته به امیدِ این پست رو پاس می‌دارم. و دلم می‌خواد بتونم زودتر حالم رو بهتر کنم. این روزا حتا به وجود طوطو هم دلگرمم!!! یعنی کوچک‌ترین نشانه‌یی از زندگی حتا گرمم می‌کنه. 

    قطعا زمان‌ می‌بره. چیزی که می‌دونم اینه که باید زندگی کنیم؛ که هدف‌مون جز زندگی نبوده و نیست. و هزینه‌یی هم که دادیم برای زندگی بوده.
  • خسته شدیم ولی.. خیلیا دیگه بینمون نیستن! خیلی چیزا عوض شده.. دیگه هیچی بوی زندگی نمی‌ده. صرفاً امید و امید و امید... استخونامونو پوک کرد این امید زیاد از حد..

    ناچاریم به امید؛ هرچقدر که سخته، هرچقدر که خسته‌ایم... ما برای نگه داشتن امیدمون هزینه زیادی دادیم.
  • تموم شد؟

    چطور تموم شد؟

    ابدا. چیزی تموم نشده.

    + وبلاگت‌و حذف کردی چرا؟
  • ادامه دادن تنها چیزیه که قابل تغییر نیست تو زندگی...

    دقیقا...
  • خط سیر زندگی سینوسیه

    ولی در جریانه

    هیچ چیز متوقف نمیشه

    همه در حرکتیم

    پس سختی و آسونی موندگار نیست

    نه سختیش موندگاره نه راحتیش

    این منو آروم میکنه :)

    + طوطو فقط طوطو :)))

    همیشه بالا و پایین خودش‌و داره. اگه نداشت زندگی نمی‌شد...

    + طوطو خانم تکه. قبل خواب یا بعد بیدار شدنش یا هر زمانی بخواد پراش‌و بجوره، میاد سرش‌و کج می‌کنه یا می‌گیره پایین می‌گه نازم کن! اون لحظه ما فقط باید اطاعت امر کنیم. نازش نکنیم یه گاز می‌گیره ازمون دوباره سرش‌و کج می‌کنه.
  • + به نشانه‌ی اعتراض (((:

    + به‌به 😂
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی