در جست‌‌وجوی زندگی
هالی هیمنه

دورکارم. همیشه برای تمامی ارتباطات بین تیمی، از ترلو (نرم‌افزار مدیریت وظیفه) استفاده می‌کنیم. اگر هم جایی لازم به وویس شد، واتس‌اپ هست. اگه نیاز به جلسه شد، گوگل‌میت. دیروز سر یه مسئلۀ خیلی کوچیک، مجبور شدم نزدیک ۱۰ بار تماس برقرار کنم، امروز هم ۶ تا دیگه. من در تمام این چهار پنج سالی که توی اون شرکت کار می‌کنم، نیاز نبوده اینقدر تلفنی حرف بزنم. الان که نه هوش مصنوعی هست و نه سرچ گوگل، فقط به دانشی که تا الان اندوخته‌م متکی‌ام. امیدوارم هیچ مشکل جدیدی پیش نیاد که بلد نباشم چطوری حلش کنم.

دیروز رفته بودم نونوایی تا برای صبحونه یه سنگک کنجدی بگیرم. نون‌درآر درِ گوش یکی از اون آشناهایی که همیشه خارجِ صف نون می‌گیرن، می‌گفت: «نمی‌دونی مشهد چه خبرهههه. شیراز چه خبرهههه.» همون لحظه بود که دیدم گوشیم صدای جیرجیرک داد. پیامک بود. یه هفته‌ست هیچ‌کسی نمی‌تونه پیامک بفرسته، فقط پیامکای حکومتی میاد. اینترنتی هم وجود نداره که گوشی نوتیفیکیشن بگیره. نون‌درآر نون سوم خانمی که نوبتش بود رو براش انداخت و همزمان بلند گفت: اینم برای تبریز! خوشم میاد از این نون‌درآره.

اخیرا دارم دوتا کتاب همزمان باهم می‌خونم. دیشب خورشید می‌گفت: به نظرم توی این چند سال تاحالا اینقدر کتاب نخوندی! بهش گفتم تازه دارم می‌فهمم چه کیفی می‌کنی وقتایی که همزمان دو-سه‌ کتاب‌و باهم می‌خونی. خورشید بالاخره امروز سه صفحه شاهنامه خوند. شاهنامه‌خوانی روتین هرروزشه، ولی با پادکستِ امیر خادم. اما یه هفته‌ست خبری از پادکست نیست. یه ماهی می‌شد که داشتیم باهم سریال The Handmaid's Tale رو می‌دیدیم. هروقت می‌خواستیم بریم این سریال رو ببینیم، از هم می‌پرسیدیم: بریم متأثر بشیم؟ آخه هیچ سریالی تا حالا اینقدر اشک ازمون نگرفته. قبل اینکه اینترنت‌و قطع کنن، فقط سه قسمت از فصل آخرش مونده بود که ببینیم، که حالا هم دیگه نمی‌شه دانلود کنیم.

دوست دارم این روزای تیره تموم شه؛ برای همه، برای همیشه. برای ایران.

  • ۴ گفت‌وگو
  • ۱۰۳ بازدید
  • ‎۲۵ دی ۰۴، ۱۲:۰۸

گفت‌وگو

  • نبود اینترنت آزاد توی کشوری با ادعای آزادی بیان دست و بال همه رو بسته...

    وای که درآمدت به اینترنت وابسته باشه، دیگه نور علی نور میشه :)

    طنز تلخیه...

    روزیِ خیلی‌ها رو بستن. همه همه‌جوره درگیریم.
  • والا منم تا الان این‌قدر داستان کوتاه نخونده بودم! :)) همین‌طوری جلد دوم «بهترین داستان‌های جهان» رو دست گرفتم و می‌جوَم می‌رم جلو! عین طوطو که کاغذ می‌جوئه!!! والا. از فکر و خیال و دلشوره به رنگامیزی پناه می‌برم. بعد به داستان کوتاه. بعد به شاهنامه. بعد به ایران کتاب که فعلا باز می‌شه سایتش و همین‌طوری تمام کتاب‌هاشون رو می‌جورَم و تا الان ۲۲تا کتاب رو گذاشتم تُو سبد خرید. بدون قصدِ خرید!!!

    برای ۱۲۰۰۰ نفر.

    بذار من چای سبز در پل سرخ رو که تموم کردم، احتمالا همین «بهترین‌ داستان‌های جهان» رو ازت بگیرم و بخونم. بی‌سابقه‌ست این حجم از تاریخ‌خونی‌م!
    فعلا فقط می‌تونیم روتین داشته باشیم و روتین جدید برای خودمون بسازیم. تنها کاریه که می‌شه برای سلامت روان‌مون انجام بدیم.

    آره، برای ۱۲۰۰۰ نفر. چقدر سخت می‌شه هضمش کرد...
  • خدمت شما جهت گذروندن این روزهای بلاتکلیف:

    https://dls5.iran-gamecenter-host.com/DonyayeSerial/series/The.Handmaids.Tale/Soft.Sub/

    مرسی :)
    منم از وبلاگ بچه‌ها این لینک رو پیدا کردم، ولی متاسفانه فقط ۵ تا فصل داره و فصل آخرش که ششم هست رو نداره. ولی خبر خوب اینه که از طریق همین لینک تونستم فصل ششم رو هم پیدا کنم به علاوه‌ی یه لیست به‌شدت بلندبالا!
    ایشالا فردا لینکش رو توی وبلاگ می‌ذارم تا اگه کسی لازمش شد استفاده کنه.
    بازم ممنونم :)
  • خب خداروشکر. آره آرشیوش خیلی عالیه واقعا. 

    خواهش می کنم.

    اتفاقا باز هم امشب رفتیم که متاثر بشیم :))
    آره یه صفحه داشت که لینک دانلود هزارتا سریال رو قرار داده بود. فکر کنم ۳هزارتا هم فیلم بود اگه اشتباه نکنم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی