کاش طوطو بودم، ببین چطور سرشو ۱۸۰ درجه برمیگردونه میذاره روی پشتش، نوکشم فرو میکنه توُ پراش میخوابه. نه میفهمه بیکاری چیه، وام چیه اجاره چیه، نه میفهمه نت نداشتن چیه. نه میفهمه تورم چیه، نه میفهمه روغن یکمیلیونوهشتصدتومنی چیه. تخخخت میگیره میخوابه.
پینوشت: طوطو عروسهلندیِ لیموییمونه.
از پست Lookfar رسیدم به این آرشیو:
۱۰۰۰ سریال
۵۰۰۰ فیلم
اگه شما هم توی این روزا دیگه نمیدونید از کلافگی چیکار کنید، این پیشنهادات من برای سریاله:
The Handmaid's Tale - بینظیر، قدرت تاثیر و اشکگرفتنش فوقالعادهست. داستان در مورد دورانیه که تولید مثل بشر به بحران رسیده. میتونید توی این سریال قدرت زنان رو ببینید.
1883 - این یکی هم اشکبگیر خوبیه، و یک فصله. داستانش حول محور غرب وحشی، سرخپوستان، و کابویهاست. (اگه دوست داشتین، 1923 رو هم پیشنهاد میکنم. Yellowstone رو هنوز خودم ندیدم، ولی این دو سریال اسپینآف از این سریال هستن.)
Black Sails - شخصیتپردازی بینظیر. کشش فوقالعاده. داستان در مورد یک ناخدای دزدان دریاییه.
Scenes from a Marriage - یک درام تک فصلی و روانشناختی درباره یک زوج.
Shogun - یه سریال تکفصلی خوشساخت راجع به تاریخ ژاپن و ساموراییها.
Reacher - یه اکشن و کارآگاهی جذاب.
علمیتخیلی
Silo - یه سریال علمیتخیلی در مورد یه ویرانشهر که میتونه یادآور رمان 1984 باشه. اگه اهل سریالهای علمیتخیلی هم نیستین، این رو بهتون پیشنهاد میکنم.
Foundation - اگه اهل سریالهای علمیتخیلی بلند هستین، این اثر بهشدت جذابه.
Loki - اگه از فیلمهای مارولی (قدیمترهاش، الان همهاش آبکیه) خوشتون میاومده، این سریال هم بهشدت سرگرمکنندهست. مخصوصا فصل دو.
پینوشت: همینا به ذهنم رسید، شما هم میتونید سریالهای مورد علاقهتون رو معرفی کنید.
دورکارم. همیشه برای تمامی ارتباطات بین تیمی، از ترلو (نرمافزار مدیریت وظیفه) استفاده میکنیم. اگر هم جایی لازم به وویس شد، واتساپ هست. اگه نیاز به جلسه شد، گوگلمیت. دیروز سر یه مسئلۀ خیلی کوچیک، مجبور شدم نزدیک ۱۰ بار تماس برقرار کنم، امروز هم ۶ تا دیگه. من در تمام این چهار پنج سالی که توی اون شرکت کار میکنم، نیاز نبوده اینقدر تلفنی حرف بزنم. الان که نه هوش مصنوعی هست و نه سرچ گوگل، فقط به دانشی که تا الان اندوختهم متکیام. امیدوارم هیچ مشکل جدیدی پیش نیاد که بلد نباشم چطوری حلش کنم.
دیروز رفته بودم نونوایی تا برای صبحونه یه سنگک کنجدی بگیرم. نوندرآر درِ گوش یکی از اون آشناهایی که همیشه خارجِ صف نون میگیرن، میگفت: «نمیدونی مشهد چه خبرهههه. شیراز چه خبرهههه.» همون لحظه بود که دیدم گوشیم صدای جیرجیرک داد. پیامک بود. یه هفتهست هیچکسی نمیتونه پیامک بفرسته، فقط پیامکای حکومتی میاد. اینترنتی هم وجود نداره که گوشی نوتیفیکیشن بگیره. نوندرآر نون سوم خانمی که نوبتش بود رو براش انداخت و همزمان بلند گفت: اینم برای تبریز! خوشم میاد از این نوندرآره.
اخیرا دارم دوتا کتاب همزمان باهم میخونم. دیشب خورشید میگفت: به نظرم توی این چند سال تاحالا اینقدر کتاب نخوندی! بهش گفتم تازه دارم میفهمم چه کیفی میکنی وقتایی که همزمان دو-سه کتابو باهم میخونی. خورشید بالاخره امروز سه صفحه شاهنامه خوند. شاهنامهخوانی روتین هرروزشه، ولی با پادکستِ امیر خادم. اما یه هفتهست خبری از پادکست نیست. یه ماهی میشد که داشتیم باهم سریال The Handmaid's Tale رو میدیدیم. هروقت میخواستیم بریم این سریال رو ببینیم، از هم میپرسیدیم: بریم متأثر بشیم؟ آخه هیچ سریالی تا حالا اینقدر اشک ازمون نگرفته. قبل اینکه اینترنتو قطع کنن، فقط سه قسمت از فصل آخرش مونده بود که ببینیم، که حالا هم دیگه نمیشه دانلود کنیم.
دوست دارم این روزای تیره تموم شه؛ برای همه، برای همیشه. برای ایران.