نوشتن، یعنی مکتوب کردن بخشی از وجودت برای ماندن. نوشتن یعنی دمیدن روحی در جان کلمات، زنده نگه داشتن خودت در سرگردانیهای روزگار، یا حتی رها کردن تیری در بُعدهایی چند، زمان و مکان. گاهی، یعنی حرص زدن برای ماندن، برای رسیدن به جاودانگی. گاهی، یعنی بیرون کردن بخشی سرکش از وجودت، سرکوب شورش. گاهی، لذتِ ساختنِ دنیاهایی برای اولین بار، لذتِ خلق کردن، آفریننده بودن. گاهی، شناخته شدن، تکرار شدن. گاهی، رساندن پیغام، پیغامی به کسانی که نیستند، شاید در زمان و شاید در دسترس، در مکان. گاهی، بیان حرفهایی که شرم سرخ میکند صورتت را، هنگام گفتن. گاهی، برای بیدار کردن، ریختن آبِ سردی بر سر. گاهی، برای فکر کردن، به نتیجه رسیدن، سر و سامان گرفتن؛ برای تعمیق، برای کندوکاو تا روشنایی. گاهی، برای قطار کردن کلمات در کنار هم، بعد، خواندن جملات و حظ بردن. گاهی، برای جلب توجه، برای به دام انداختن. گاهی، ناچار بودن، ناگزیر بودن، راه دیگری بلد نبودن. گاهی، برای پاک کردن؛ برای تهذیب نفس. گاهی، برای تلف کردن، کشتن لحظاتِ بیمعنی. گاهی، ریختن خون، به راه انداختن سِیلی خروشان.
برای که؟ اهمیتی ندارد. بنویس، تنها اگر شده برای خودت. به تصویر بکش لحظهها را برای آیندهای که قرار است غافلگیرت کند. بنویس برای خاطرهبازی اصلاً. برای خودت؛ حرفهای دلت را.
بگذارید با حرف بالا مخالفت کنم؛ با بندِ دوم، جملۀ دوم: اهمیت دارند. مخاطبان تاثیر بسزایی روی نوشتهها میگذارند. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. گاهی نمیتوانی هر چیزی را هر جایی بنویسی، دچار خودسانسوری میشوی. مخاطبان تاثیرشان را میگذارند؛ مأموران عذاب در کمینند تا همین که دیدند چیزی را جابهجا نوشتی، اشتباه نوشتی، بیجا نوشتی، نابهجا نوشتی، بیایند به سراغت. همیشه بیدارند، خواب ندارند. حرف دیگری هم اگر بود، دیگر مجالی برای بیان نیست؛ چه بد!
و اینچنین چون امروزی نیز به پایان رسید. (به 24 آبان نزدیک و نزدیکتر میشویم و چه اهمیتی دارد؟ هیچ.)
- ۰ گفتوگو
- ۵۲۲ بازدید
- ۱۴ آبان ۹۶، ۲۳:۰۹
گفتوگو
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.